سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
59
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
برمىگردد . نحو لا تخشونّ : اصل « لا تخشونّ » تخشيون بود ضمّه بر « ياء » ثقيل بود حذف گرديد سپس التقاء ساكنين شد بين « ياء » و « واو » لذا « ياء » را حذف نموده « تخشون » شد پس از آن « لاء » ناهيه بر سرش درآورديم و « نون » آخرش بجزمى ساقط گرديد « لا تخشوا » شد و چون « نون » تأكيد به آن ملحق كرديم التقاء ساكنين شد بين « واو » و « نون » اوّل از « نون » تأكيد ثقيله اگر « واو » را مىانداختيم چون نشانهاى بر حذفش وجود نداشت لذا نگاهش داشته فقط حركت مناسب با آنكه ضمّه است به آن داده شد و به صورت « لا تخشونّ » درآمد . نحو و لا تخشينّ : اصل آن « تخشيين » بود كسره بر « ياء » ثقيل بود حذف گرديد و بواسطه پيدا شدن التقاء ساكنين بين دو « ياء » ، « ياء » اوّل را حذف نموديم « تخشين » شد پس از آن « لاء » ناهيه بر سرش درآورده « نون » آخر بجزمى ساقط شده و به صورت « لا تخشى » درآمد و پس از الحاق « نون » تأكيد ثقيله التقاء ساكنين شد بين « ياء » و « نون » اوّل و چون نشانهاى بر حذف « ياء » وجود نداشت لذا آن را حذف نكرده فقط حركت مناسب با آنكه كسره است به آن داده شد و به صورت « لا تخشينّ » درآمد . و لنبلونّ : اصل آن « لتبلوون » بود ضمّه بر « واو » ثقيل بود حذف گرديد سپس بين دو « واو » التقاء ساكنين شد لذا « واو » اوّل را حذف كرده « لتبلون » شد سپس « نون » تأكيد ثقيله به آن ملحق كرده و چون اجتماع سه « نون » شد « نون » اعرابى را حذف كرده و به « واو » حركت مناسبش كه ضمّه بود داديم شد « لتبلونّ » . و امّا ترينّ : اصل آن « ترأيين » بود بر وزن « تفعلين » ، سپس « فتحه همزه » را بماقبلش نقل داده و به جهت تخفيف در كلمه « همزه » را حذف كرده « تريين » شد سپس كسره « ياء » اوّل را نيز حذف نموده و